ضمــیمه مجموعـه گـلنــــا (گنجینه لغات ناب اندج)

با عرض سلام و ارادت حضور بازدید کنندگان محترم سایت روستای اندج . بی شک، یکی از مباحثی که در سایت اندج مورد توجه و عنایت بازدیدکنندگان عزیز قرار گرفت،مبحث " گلنا (GELENA )" یا همان گنجینه لغات ناب اندج بود . کار تدوین این مجموعه در سال گذشته به اتمام رسید و بلافاصله به دنبال آن ،این گنجینه در سایت قرار گرفت تا به نظر بینندگان محترم برسد که اینگونه هم شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت .تا حدی که حتی این موضوع به مرکز صدا و سیمای استان قزوین هم رسید و طی چند برنامه رادیویی که از صدای قزوین پخش شد ،با کارشناسی اینجانب ، به این موضوع پرداخته شد و این واژگان گویشی مورد بررسی قرار گرفت ...

 

ادامه مطلب را ببینید...

 

ادامه نوشته

با استاد دکتر موسوی گرمارودی در محفل شب نشینی

بی شک دکتر علی موسوی گرمارودی از مفاخر ارزشمند الموت، استان قزوین و کشور  می باشد که در سال گذشته نیز به عنوان چهره ماندگار کشور در عرصه شعر و ادبیات،برگزیده شد .این انتخاب هم بر افتخارات  او بیشتر افزود و هم الموتیهای عزیز  بدین سبب خوشحال تر .

هفته گذشته، استاد گرمارودی جهت مسافرت در تعطیلات تابستانی ، روستای اندج را برگزیده بود و چند روزی را در این روستا سپری کرد و در شبی  از این شبها که میهمان یکی از اقوام بود ،اینجانب به اتفاق  دوستان دیگر ، در محفل شب نشینی آن شب حضور داشتم و با ایشان ساعاتی گفتگو کردیم . شب خوبی بود و معاشرت و صحبت با ایشان بسیار لذت بخش. مخصوصا" اینکه ایشان اشعار بسیار زیبایی از سروده های خود را برای حاضرین خواندند که بسیار دلنشین بود و مورد توجه وافر حضار قرار گرفت .در ادامه هم قدری در مورد شعر و ادبیات ،تالیفات و تحقیقات و سوابق فرهنگیشان صحبت کردند که نکته جالب و شایان توجه آن ،ترجمه اشعاری از ایشان به زبانهای خارجی از جمله ایتالیایی، روسی و عربی بود! و دیگر اینکه ایشان ترجمه قرآن کریم و صحیفه سجادیه را نیز در کارنامه درخشان خود دارند.

در ادامه این جلسه ،از آقای حاج محمد رضا نوری ،شاعر و مدیحه سرای اندجی نیز خواسته شد که تعدادی  از اشعار خود را بخواند که این گونه هم شد و مورد تمجید استاد گرمارودی قرار گرفت.


عکسهای بیشتر در ادامه مطالب

ادامه نوشته

بــازی روزگـــار (دلنوشته های پروفسور حسابی پدر فیزیك ایران)

 

بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.


همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

...

ادامه نوشته

چرا پشت سر مسافر آب بر زمین می ریزند؟

در گذشته شخصی به نام هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيه(جنگ بین اعراب و ایرانیان )

بود و در سمت فرمانداری خوزستان انجام وظیفه می کرد، بعد از نبردی سخت در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعی نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده تازيها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد. ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و وي را به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند!. پس از اينكه تازيها هرمزان را وارد مدينه كردند....

ادامه نوشته