سفرنامه صعود به قله سبلان
آنچه در زیر مشاهده می کنید، مختصری است از آنچه که اینجانب مهدی عسگری به همراه دوستان خوبم آقایان مهدی نوری ، مهدی قاسمی، حسین قاسمی وحسین عسگری دریک برنامه کوهنوردی4 روزه جهت صعود به قله سبلان ، پیش رو داشتیم .
درتاریخ 2/5/90 طی یک برنامه از پیش تنظیم شده و مطالعه شده ،با اتومبیل از قزوین بسوی استان اردبیل حرکت کردیم و پس از طی کردن فرسنگها راه ، شب هنگام به آنجا رسیدیم.

شامگاه را درآنجا سپری کردیم و روز بعد از اردبیل بسمت مشکین شهر به راه افتادیم و از آنجا به سمت منطقه شابیل حرکت کردیم و سپس بسوی پناهگاه به راه افتادیم و ساعت 15:40 به پناهگاه رسیدیم تا شب را در آن مکان استراحت کنیم و اول صبح صعود به قله را آغاز کنیم.


ولی متاسفانه تمام درهای پناهگاه را بسته مشاهده کردیم و متوجه شدیم کل پناهگاه در اختیار نیروهای دولتی قرار گرفته است وبه هیچ کوهنوردی اجازه ورود به داخل پناهگاه را نمی دهند لذا به ناچار مجبور شدیم، کنار پناهگاه چادر بزنیم. ولی متاسفانه شرایط جوی اصلا مساعد نبود و به همین سبب، ما و تمامی کوهنوردان شهرهای دیگر ، از این بابت بسیار نگران بودیم. ساعت 18:30 بارش باران به همراه رعد برق شدید آغاز شد و در ادامه به تگرگ و برف تبدیل شد و سپس ، باد بسیار شدیدی وزیدن گرفت و شرایط اقامت را برای ما بسیار سخت کرد. به گونه ای که دیگر چادرهایمان جوابگو نبودند . ما به همراه تمامی کوهنوردان از مسولین مربوطه خواهش کردیم تا لا اقل ، یکی از اتاق های پناهگاه را در اختیار ما کوهنوردان قرار بدهند تا زیر برف باران نمانیم. ولی متاسفانه به حرفهای ما توجه نکردند و گفتند اولویت با نیروهای ما میباشد .نزدیک به 2 ساعت زیر برف باران بودیم ولی به ما اجازه ورود نمی دادند.
بر حسب شرایط موجود، تصمیم گرفتیم به ناچار به پایین کوه برگردیم تا روز بعد صعود را دوباره آغاز کنیم. ولی شرایط
نامساعد جوی و تاریکی راه امکان چنین کاری
را هم به ما نمی داد و از این بابت بسیار نگران بودیم هر قدر خواهش میکردیم نتیجه ای نمی گرفتیم . گروهی دیگر از کوهنوردان خانم که از هیئت کوهنوردی تهران
آمده بودند و از امکانات بهتری برخوردار بودند، یکی از چادرهای 2 نفره خود را در اختیار
ما قرار دادند تا در حالت نشسته در آن شب را به صبح برسانیم ولی با توجه به جمع شدن آب زیر
چادرامکان چنین کاری، هم برای ما مهیا نبود .
در یک لحظه در شرایطی جالب در 2 متری چادر مان یک خرس بزرگ به همراه دوتا از بچه هایش را مشاهده کردیم و این موضوع نگرانی ما را دو چندان کرد.
غم انگیزترین حالت، اینجا بود که چند تا از کوهنوردان خانم که زیر برف و باران بودند، اصلا شرایط خوبی نداشتند و همه ما نگران سلامتی آنها بودیم بعد از کلی صحبت با نیروهای ذکر شده بالاخره ما و تعدادی از کوهنوردان را به داخل یکی ازاتاق های پناهگاه راه دادند تا درگوشه ای ایستاده و نشسته شب را به صبح برسانیم .
با لباس های خیس، در گوشه ای
بودیم. این درحالی بود که در داخل بعضی از اتاق ها فقط چند نفراز نیرو های فوق استراحت
میکردند تا اینکه ساعت 5 صبح ،آنها بسوی قله حرکت کردند وبا رفتن آنها ما نزدیک به
2 ساعت استراحت کردیم تا بتوانیم بسوی قله حرکت کنیم موضوعی که بیش از هر چیزی
ما را آزارمی داد این بود که ما کوهنوردان حداقل ایرانی که بودیم آیا
درست بود اینگونه با ما برخورد کنید اصلاما هیچ حداقل به اون خانمها رحم میکردید چه
بگویم بگذریم...
مسیر صعود به قله را آغاز کردیم و قدم در راهی نهادیم که سرتاسر آن سرشار از صفا و صمیمیت بود

به رنگین کمان زیبا به دنبال بارش باران توجه کنید
هر کوه و هر قله ، ویژگیهای منحصر به خود را دارد که تنها با حضور در محیط آن میتوان این حس را احساس کرد . معمولا شرح این احساس برای دیگران به آن صورت که هست، قابل وصف نیست چرا که این احساس در قالب واژها نمی گنجد. ولی میتوان گفت تجربه این مناظر زیبا ، حسی شبیه به پرواز در رویا توأم با احساس سبک بالی و آرامش است .خوشبختانه این بار (روز بعد)شرایط جوی بسیار مطلوب و امیدوار کننده بود واین نعمتی بزرگ برای کوهنوردان محسوب میشد. این بار همه چیز در نهایت اعتدال و کمال بود و بهترین وسیله برای این کار دل سپردن به صدای پر رازو رمز شرشر آب چشه ساران بود کماکان راه خود را ادامه میدادیم و از این همه مهربانی و لطف کوهستان که مظهر تجلی الطاف پروردگار است به وجد و شعف آمده بودیم همچنان که به فتح قله می اندیشیدیم سعی مان بر این بود که در طول مسیر از هر منطقه ای کسب تجربه کنیم با دیدن این مناطر زیبا روحیه میگرفتیم خستگی را فراموش می کردیم و به فتح قله فکر می کردیم.


در برنامه های کوهنوردی جمعی، رمز موفقیت در گرو همدلی با اعضای گروه و استقامت تا پایان راه است و همچنین کنترل نفس و حفظ انرژی نیز از تکنیک های موثر در کوهنوردی به شمار می آید. در طول مسیر با کوهنوردان زیادی برخورد داشتیم که هرکدام از شهرهای مختلفی آمده بودند. ما نیز سعی مان بر این بود تا با رعایت کردن اصول کوهنوردی صعود خاطره انگیز و نشاط آوری را داشته باشیم.


قله سبلان با 4811 متر ارتفاع، بعد از دماوند و علم کوه تنها با اختلاف
59 متر ارتفاع، سومین قله مرتفع کشور عزیزمان ایران بشمار می آید.این قله با داشتن
دامنه های بسیار زیبا و وسیع، وجود آبگرم های درمانی ودریاچه های گوناگونی که در دل
این کوه قرار دارد ،باعث شده تا آنرا یک قله منحصربفرد بنامند. از زیباترین ویژگی این قله وجود دریاچه ای است که درنوک این قله قرار دارد. همچنان که مسیرهای
شیب دار ما را به مصاف خود دعوت می کردند ما با استفاده از حرکت مارپیچ سعی می کردیم
از شدت آنها کاسته و از آنها عبور کنیم و با توجه شیب مسیر نوع خاک و پرچم های که در
طول مسیر بودند حرکت می کردیم.




ما نیز دریافتیم که،انسانهای زیادی پیش از ما نیز مجذوب زیبای آنجا بوده اند و این جای پای قدم های آنهاست که مسیر فتح قله را به ما نشان می دهد.آری کوهنوردی فقط یک ورزش نیست بلکه به عنوان یک نیاز فکری برای آزاد ساختن روح از قید روزمرگی هاست که از روزگاران کهن مورد توجه قرار گرفته است .
هر چه به اوج ارتفاع سبلان می رسیدیم برف های گذشته و شب قبل بیشتر دیدیده میشد. تا رسیدن به راس قله راهی باقی نمانده بود و ما شور و اشتیاق ناشی از نزدیک شدن به فتح قله را، در وجود خود احساس می کردیم . دور نمای قله های اطراف، در آنجا چشم انداز بی نظیری را در مقابل دیدگان ما به نمایش گذاشته بود که تنها در چارچوب خیال می گنجید و وجود ابر های بسیار زیبایی که در آسمان نقش بسته بودند زیبایی آنجا را دو چندان کرده بود .

به خط الراس قله سبلان رسیده بودیم و تا ستیغ قله چند گامی بیشتر باقی نمانده بود ، کاش شما هم آنجا حضور داشتید تا لذت گام های آخر را که به فتح قله منجر میشد ،با شما نیز تقسیم می کردیم.
در ساعت 13:45 ما در راس قله
سبلان در کنار دریاچه زیبای آن بودیم . سلام بر قله سبلان! سلام بر چشم انداز و دامنه
های سرسبزش! سلامی به بلندای دماوند و آسمان نیلگونش و بر تمامی قلل ایران و چشم انداز
های همیشه زیبایشان .حال ای آسمان آبی! تو شاهد بودی ما به ندای دعوت کوهستان لبیک گفتیم
و به میهمانیش آمدیم و با گام های کوچکمان صحنه های پر راز رمزش را در نوردیدیم و از
انرژی های بی پایانش بهرمند شدیم.



باید عنوان کرد که هر پایانی آغاز راه دیگر است. پس از تجربه زیبایی های صعود به قله سبلان، شوق دیدار سایر قله های کشور عزیزمان ایران، در دلمان جوانه زد.
ما در آنجا کنار دریاچه زیبای سبلان با هم عهد بستیم، در آینده به یکی دیگر از قله های بی نظیر کشورمان صعود کرده و صحنه های زیبا و نابش را تقدیم شما عزیزان کنیم.
واینک عکسهایی بیشتر از صعود ما:
دامنه های کم ارتفاع سبلان


دورنمایی از سبلان

پناهگاه در ارتفاع 3700 متری


در مسیر صعود به قله

گروهی از صعود بر می گشتند

و ما استوار پیش می رفتیم

با گروههای زیادی از شهر های مختلف روبرو شدیم

بی صبرانه منتظر فتح قله بودیم و پیش می رفتیم


در مواجهه با گروههای دیگر انرژی بیشتر می گرفتیم

لحظه زیبای قرار گرفتن بر فراز سبلان و بام آذربایجان پهناور

دریاچه واقع در نوک قله سبلان

در مسیر برگشت به شهر اردبیل


غروب اردبیل و پایان کوهنوردی ما با برگشت به شهر

سلام دوستان!