قله علم کوه با 4850 متر ارتفاع بعد از دماوند دومین قله مرتفع کشور عزیزمان ایران بشمار می آید.   این قله در 20 کیلومتری کلاردشت در منطقه تخت سلیمان واقع شده  است معروف بودن این  قله بیشتر به خاطر شکل خاص دیواره ای است که  دارد و یکی ازهشت دیواره سخت جهان محسوب می شود. این قله از شمال به کلاردشت و از جنوب به طالقان مشرف می باشد. منطقه تخت سلیمان بیش از 47 قله بالای 4000 متر را در اختیار دارد و قله علم کوه مرتفع ترین آن می باشد.

دو مسیر معروف تری که به فتح قله منتهی می شود عبارت است :

-1 از  مرزن آباد به کلاردشت (بخش حسن کیف) و از رودبارک به تنگ گلو که مناسب ترین مسیر می باشد 

-2  از منطقه طالقان – که استقامت و آمادگی بدنی بالاتری را می طلبد.

گروه ما مسیر اول را انتخاب کرد بعد از تهیه نقشه راه و هماهنگی های لازمی که با فدراسیون    کوهنوردی انجام دادیم  با وسیله نقلیه کمک دار از رودبارک  به سمت تنگ گلو حرکت کردیم مسیر پر  پیچ خمی که یک ساعت 40 دقیقه به طول انجامید و در ساعت 17:20 دقیقه به اول تنگ گلو رسیدیم


  



 با توجه به توانایی های  که در خود می دیدیم و اطلاعاتی که کسب کرده بودیم مبنی براین که چه مدت زمان صرف صعود به قله خواهد شد، با راننده اتومبیل هماهنگ کردیم و قرار شد روز بعد راس ساعت 17 در این مکان دوباره حضور یابد تا ما برای برگشت به شهر دچار مشکل نشویم . و ما چون قصد داشتیم تا قبل از غروب خورشید خود را به حصار چال برسانیم، سریع آماده حرکت شدیم و بسوی حصار چال به راه افتادیم. در همان ابتدا با کوهنوردهای زیادی مواجه شدیم که در حال بازگشت از قله بودند و با انرژی های مثبتی که به ما دادند روحیه مان دو چندان شد و امیدوارتر به جلو گام برداشتیم. در طول مسیر با رودخانه های آزاد و رها که در بستر خود جاری بودند مواجه می شدیم و از آنها عبور می کردیم . فراوانی آب زلال و طبیعی  جزئی از  برکات این منطقه به حساب می آید و  آنچه که بیشتر از هر چیزی به چشم می خورد وجود همین رودخانه ها و یخچال ها بود که از سال قبل بجای مانده بود و بخش وسیعی از سطح زمین را همین یخچال ها پوشش داده بودند و حکایت از زمستان های سخت و سرد  داشت زمستان های که بطور حتم صعود کوهنوردان زبده و با تجربه را هم دشوار می کند .



همچنان که ما از این مناطق عبور می کردیم زیبایی های منطقه بیشتر نمایان می شد . وجود دریاچه های زیبا و نمایان شدن قله های اطراف از یک سو طراوت و سر سبزی محیط از سوی دیگر بیشتر به چشم می آمد 

 این مسیر با همه زیبایی های که با خود به همراه داشت  به انتها رسید و در ساعت 19:35 دقیقه به دشت زیبایی حصار چال رسیدیم به راستی که چقدر وسیع و زیبا بود از حصارچال به عنوان بهشت کوهنوردان یاد شده است چرا که آرامش، زیبایی و جاذبه های بی نظیرش مثال زدنی است . با خود می اندیشیدیم به راستی که در اطراف شهرها و روستاهای ایران ما چنین مناطق زیبا و بکری وجود داشت که ما از آنها غافل بودیم چرا این شناخت باید منحصر به  گروهی خاص همچون کوهنوردان و کاوش گران باشد تنها پاسخی که دریافتیم این بود که زندگی های صنعتی و ماشینی آدمی را دچار عادات بیهوده و تنبلی کرده است و کافی است انسان دریابد که  راز طراوت نشاط وسلامتی در ورزش های سودمندی چون کوهنوردی می باشد. حتی به قدر اندک. لازم نیست که به فتح قله نائل شویم کافیست با حضور در کوهستان به زیبایی های طبیعت آن بنگریم و از زیبایی های آن لذت ببریم.حصارچال از جمله مناطق با شکوهی است که تماشای آن خستگی را از تن هر کوهنوردی می زداید و دل روح انسان را سرشار از مستی و نشاط می کند 

کمپ اول را در این دشت زیبا دایر کردیم که تا شب را به صبح برسانیم هنوز مدت زیادی از غروب خورشید نگذشته بود که سرمای معروف حصارچال را احساس کردیم و تدارک آتش مختصری را دادیم و با آن چای گوارایی درست کردیم و از گرمای آن هم استفاده لازم را بردیم .

بعد از خوردن شام به خواب ناز رفتیم خوابی که دوام چندانی نداشت احساس سرما خواب را از چشمان ما ربود تمامی این لحظات بسرعت سپری شد و ساعت 4:30 برخاستیم و بعد از فریضه نماز صبح کوله بار سفر را بستیم و کم کم آماده رفتن به قله شدیم در ابتدا با نور چراغ قوه و نور ماه که شب چهارده خود را سپری می کرد با گام های کوتاه و آهسته بسوی قله به راه افتادیم . بهتر است در ابتدا همیشه با گام های کوتاه و آهسته به راه افتاد تا دچار گرفتگی عظلانی نشویم خوشبختانه شرایط جوی بسیار مطلوب بود و همه چیز برای یک صعود خوب مهیا بود( چون شرایط جوی از نکات بسیار مهم برای کوهنوردی محسوب می شود ). لازم به توضیح است که ما یک بار در تیر ماه برای صعود به این قله اقدام کردیم و تا پای کوه هم پیش آمدیم اما با نامساعد بودن شرایط جوی اقدام به صعود نکردیم و برگشتیم چون علم کوه جای هیچگونه اشتباه و ریسکی نیست شرایط این کوه با کوه های دیگر کاملا متفاوت می باشد کوچکترین اشتباه در ارتفاعات این کوه ممکن است باعث گرفتار شدن کوهنورد گردد و اگر از تجربه کافی برخوردار نباشد ممکن است حتی کوهنورد جان خود را از دست بدهد .


دور نمایی از قله دماوند که در زمان طلوع خورشید تنها دقایقی آشکار بود 

ما که با صبر و حوصله در حال گذر از این مسیر ها بودیم چشهایمان معطوف دسته دسته گل های می شد که از دل سنگ ها رویده بودند جلوه و زیبایی خاصی به منطقه بخشیده بودند .

در کوهستان درگیر شدن با صخره و سنگ امری طبیعی است که ما با استواری و مقاومت از آنها عبور می کردیم در کوهستان از ژرفای دره ها تا ستیغ قله ها کبر و غرور جایی ندارد . آنجا در عین وزش باد و صدای گوش نواز آب سکوتی حکم فرما بود که انسان را به تآمل فرا می داشت تآملی عارفانه آری سکوت کوهستان ریشه در معنا دارد ریشه در عظمت و شوکت خداوند و قدرت بی انتهایش . ما برای رسیدن به قله بسوی بالا دست ها در حال حرکت بودیم هر چقدر به ارتفاع افزوده می شد مناظر و زیبایی های کوهستان بیشتر نمایان می شد

 در ساعت 9 صبح برای لحظاتی ایستادیم و بساط صبحانه مختصری را آماده کردیم و دوستان یک به یک برسر سفره بی ریا نشستیم و با گرفتن لقمه ای نان جسم را قوت بخشیدیم تا در طول مسیراز قدرت لازم برخوردار باشد بعد از خوردن صبحانه ای ساده اما با ارزش دوباره به راه افتادیم .

این مسیر پرپیچ خم به راستی که نفس کافی می طلبید 

 پاها باید از قدرت لازم  برخوردار می بود تا با عبور از شیب های تند و سنگ لاخی دچار مشکل نشود نحوه نفس کشیدن و نفس گیری باید درست انجام می شد تا اکسیژن کافی به ریه ها و دستگاه تنفسی برسد چرا که با افزایش ارتفاع اکسیژن کمتر و بر فشار هوا افزوده می شود . هر چه قدر به فتح قله نزدیک تر می شدیم از خداوند متعال بیشتر یاری می جستیم تا به فتح قله نائل شویم در قسمت بالای قله تمام ازتخت سنگ های بود که روی هم چیده شده بودند و ما با دقت بسیار از آنها بالا می رفتیم  تا دچار لغزش نشود  و بلاخره بعد از ساعت ها انتظار لحظه ای که در انتظارش بودیم به وقوع پیوست و ما در ساعت 10:20 دقیقه برفراز این قله قرار گرفتیم  چه لحظه زیبایی بود لحظاتی توام با شادی و شور را سپری می کردیم حس عجیبی داشتیم و از اینکه توانستیم نام الموت و روستای اندج  را در مقابل دیدگان بسیاری از کوهنوردهای دیگر به احتزاز در آوریم بسیار شادمان بودیم  شکرگزارخداوند متعال شدیم که افتخار  صعود به یکی دیگر از قله های زیبا ایران زمین  را به ما ارزانی داشت .پس از کمی استراحت دوباره به پایین برگشتیم ودر حصارچال یک ساعت استراحت کردیم وبه تنگ گلو بازگشتیم  و اتومبیل کمک دار تنها با 20 دقیقه تاخیر به آنجا رسید و ما راهی شهر شدیم.