سست شدن پایه های حكومت ساسانیان و حمله اعراب مسلمان به ایران سبب

سقوط ساسانیان گردید . نفوذ مسلمانان در ایران سبب گردید كه بسیاری از مردم به

دین اسلام گرویدند. و این تحول فصل تازه ای در تاریخ ایران گشود. با این كه بیشتر

سرزمین ایران در تصرف اعراب بود ساكنان سلسله جبال البرز آنها را به سرزمین خود

راه نداده و در مقابل آنان سخت ایستادگی كردند. تا آنجا كه دیلمیان در سلسله جبال

البرز، بیشتراز 250 سال از پذیرفتن دین اسلام سرباز زده و با تازه واردان مسلمان به

مبارزه پرداختند. آن ها در طی این مدت طولانی بر آیین و رسوم خود پا برجا ماندند و

حتی سكه های خود را به زبان پهلوی ضرب كرده و نوشته های خود را به زبان پهلوی

مینوشتند (كسروی، 1335، صص 2 ـ 20).  
 

 با این كه سرزمین دیلم در زمان ساسانیان و حتی پیش از آن هم حاكمانی از خود

داشته در زمان اسلام نیز تا سه قرن آزاد و مستقل بوده و در همه زمانها پادشاهانی

بسیار دلیر و كاردان بر آن حكمرانی میكرده اند. ولی در منابع  تاریخی، تا اواخر قرن

دوم قمری خیلی كم نام و نشانی از این پادشاهان به میان آمده است. از دلاوری

های عمده دیلمیان در این دو قرن كمتر سندی موجود هست. به عبارت دیگر دو قرن

از پایمردی مردانه دیلم در تاریكی قرار دارد و در تاریخ جای این دو قرن خالی مانده

است. از اواخر قرن دوم قمری به بعد در تاریخ های اسلامی نام پادشاهان دیلم دیده

میشود. از پادشاهان دیلم جستانیان اولین نامی است كه در تاریخ اسلامی دیده

میشود. البته از چگونگی روی كار آمدن آنها اطلاع دقیقی موجود نیست اما مورخان

تختگاه جستانیان را در رودبار الموت میدانند. 
 

در بررسی وقایع دیلمان طی نیمه اول قرن چهارم قمری دریافت میشود كه مركز

حكومت یكی از فرزندان جستان بن و هسودان به نام «ماناذر» كه عنوان پادشاهی

دیلمان را داشته در رودبار الموت بوده «ماناذر» حتی لشكریانی را به كمك عضدالدوله

دیلمی فرستاده است.  پایتخت خسروشاه فرزند «ماناذر» نیز در رودبار الموت بوده،

كه نام وی در روی سكه هایی كه در سال 361 و 363 ق در رودبار ضرب شده نمایان

است. خسرو شاه تا سال های آخر قرن چهارم هجری در رودبار الموت مستقر بوده و

بر بخش های گیلان و دیلمان فرمانروایی میكرده است(گروه پژوهشگران ایران. 1374

، جصص 35 و36). 
 

سلسله فرمانروایی آل جستان از سال 251 ق در رودبار شاهرود در ناحیه شهرستان

تشكیل یافته و تا حدود اواخر قرن چهارم هجری ادامه داشته است (كسروی. 1335،

صص 22 ـ 34) . و جوینی شهرك رودبار كه امروزه قسمتی از رودبار الموت است را در

ایام پیش از اسلام و اسلام پیش از سلجوقیان مركز پادشاهان دیلم دانسته و آنجا را

بسیار آباد و دارای وضعیت شهری توصیف كرده است (جوینی. 1355، ص 268) .
 

سرزمین دیلم از گذشته بسیار دور، مكان امنی برای پناهندگانی بوده كه از آزار

حكومتهای وقت گریخته و به دامان دیلم پناه می آوردند. از جمله این پناهندگان

علویان و زیدیانی بودند كه از قرن 2 ق به بعد از ستم خلفای عباسی گریخته و به

دیلم پناه جستند. در آنجا با امنیت كامل زندگی كرده و فعالیت سیاسی و دینی خود

را پی می گرفتند، تا این كه دیلم مركز فعالیت شیعیان قرار گرفت. این مسئله سبب

گردید كه دیلمیان بیشتر با شیعیان در ارتباط باشند و بر اثر گذشت زمان شیعیان نیز

با خلق و خوی خود بر دیلمیان تأثیر نهاده و آن ها را به سوی اسلام كشانیدند.

دیلمیان نیز اندك اندك بیشتر با مبانی اسلام آشنایی پیدا كرده و آن را پذیرفتند.

دیلمیان جزو آخرین ایرانیانی بودند كه نه از روی اجبار و قهر و غلبه اعراب، بلكه از روی

اختیار مسلمان شدند. و در مقابل مذهب تسنن كه دین رسمی دنیای اسلام

محسوب میشد و ایران نیز در سیطره حكومت خلفای بغداد بود، اسلام شیعه را

پذیرفته و از این طریق نیز مخالفت خود را با خلفای بغداد و عمال ایشان نمایان

ساختند. با این روش توانستند با دیگر شیعیان هم دست شده و در مقابل خلفای

وقت از سرزمین خود پاسداری كنند.

 

تحقیق از علی حیاتی

 

<< نقل از سایت alamoot.org >>

لینک