مناسبتها : ج ) مراسم خواستگاري و عروسي در اندج
و يا اينكه پسر خانواده كسي را پيشنهاد مي داد خانواده او كسي يا كسانيكه به نوعي با خانواده دختر رابطه اي نزديك دارند را به قصد خواستگاري مي فرستادند تا قبل از اينكه ديگران از اين قضيه مطلع شوند نظر آنها را در مورد پسرشان بدانند كه اگر مورد قبول هست اقدامات بعدي را انجام دهند و اگر به هر دليلي غير از اين باشد قضيه در همانجا مسكوت بماند تا حرف و حديثهاي بعدي مطرح نشود و يا اينكه سبب شكستن غرور پسر و خانواده او نشود .
نكته جالب اينكه در گذشته هاي دور معمولاً كمتر پيش مي آمده كه شخص خود پسر به طور مستقيم در اين مورد پيش قدم شود كه اين ناشي از حجب و حياي زياده از حد پسر در آن زمانها بوده و معمولاً خانواده او در اين ارتباط پيش قدم مي شدند و او هم نظرات خود را بيان مي كرده و شايد در بسياري از موارد تصميم گيرنده اصلي خانواده ها بوده اند و دختر و پسر به تبع آنها موضوع را مي پذيرفتند (البته از بيان نكته فوق نظر اينجانب تأييد روال گذشته نيست و اينكه والدين سالاري حاكم بوده و فرزندان خود را فاقد نظر و قدرت تصميم گيري مي دانستند مورد پذيرش اينجانب نيست و صرفاً آنرا بيان مي كنم). مطلب ديگري كه در اينجا ذكر آن خالي از لطف نيست اينكه در آن زمان انجام امور تحقيقات در مورد دختر و پسر و خانواده آنها كمتر ضروري بوده چون اكثرا" ازدواجها در داخل روستا و يا حداكثر در روستاهاي مجاور انجام مي شده و خانواده ها از مدتها قبل همديگر را مي شناختند و ضرورتي نبوده و از همه چيز همديگر تقريباً واقف بوده اند .
در گام بعدي گروهي از بزرگترها و خانواده هاي فاميل نزديك پس از هماهنگي قبلي به قصد نشان گذاشتن و يا راه يافتن به خانواده دختر ، به آنجا مي روند و با گذاشتن نشاني به دست دختر و يا گذاردن مبلغي پول يا پارچه يا طلا و ... به اصطلاح خويشي مي كنند يعني خانواده دختر را به عنوان قوم و خويش جديد خود مي دانند و دختر را به عنوان عضو جديد خانواده خود مي دانند ، در اين مرحله معمولاً افراد روستا از اين جريانات با خبر مي شوند ( البته گاهي در محيط كوچك روستا قبل از مرحله اول نيز همه از فكر همديگر با خبر مي شدند !!) در گذشته ها گاهي اوقات بدليل نبودن امكانات و توان مالي جهت خريد هداياي روز خواستگاري گاهي هم مرسوم بوده كه از ناحيه زمينهاي زراعي و درختان ميوه جهت اين امر استفاده مي شد.
مثلاً فلان درخت گردو جهت اين امر وثيقه گذاشته مي شده و البته گاهي هم در مراحل بعدي به منظور جهيزيه و ... از زمينها و درختان استفاده مي شده .
در ادامه پس از علني شدن نامزدي ارتباط دختر و پسر و خانواده ها بيشتر مي شد . و آمد و شدها سبب شناخت بهتر و دقيقتر افراد خانواده ها و تازه عروس و داماد مي شده البته يك رسم جالب هم كه الان مرسوم نيست ولي قبلاً بوده اين است كه چون دورترها تهيه هيزم جهت پخت و پز و گرم نگهداشتن منزل يكي از معضلات موجود بوده و گاز و نفت در آن موقع معمولاً يافت نمي شد لذا هيزم نقش اصلي را در اين زمينه ايفا مي كرده .
پس از اينكه پسر دختر را به نامزدي برگزيد از اولين كارهايي كه پسر بايد انجام مي داد اين بوده كه يك كوله باري از هيزم در صبح گاه روزهاي اول جلوي درب خانه عروس مي آورد . و اينگونه ارادت خود را ابراز مي كرد . و نكته جالب اينكه ديگران و همسايه ها از ميزان و كيفيت هيزم گاهاً ميزان علاقه و محبت پسر به دختر و خانواده او را ارزيابي مي كردند !
با گذشت زمان ميهمانيها نيز برگزار مي شد و آمد و شدها بيشتر تا اينكه زمان عقد و عروسي مقرر مي شد و عاقد هم معمولاً در همان روستا يا روستاهاي مجاور سكونت داشته و اين كار را انجام مي داده ، در گذشته ها به شيوه اي كه امروزه مرسوم است كه از روزهاي اول نامزدي و گاهاً قبل از آن ! پسر و دختر با هم ارتباط دارند ، نبود و گاهي اوقات پسر و دختر همديگر را روزها نمي ديدند و حجب و حياي مرسوم مانع از اين مي شد كه حتي آنها با هم در حضور ديگران صحبت كنند و يا قدم بزنند و اكثراً بعد از عروسي آنها مي توانستند با همديگر راحت باشند و البته گاهي هم به صورت دزدكي و قاچاقي افرادي بوده اند كه ارتباطاتي با هم برقرار ميكردند و البته شهره آفاق مي شدند و هنوز هم پس از گذشتن سالها از آنها در آن ارتباط ياد مي شود ! ) . در دوره نامزدي كه معمولاً كوتاه بوده و به ندرت بيش از يكسال طول مي كشيده ، پسر و خانواده او به دختر و خانواده اش به اصطلاح آنزمان خدمت مي كردند كه اين خدمت معمولاً به صورت هدايا ، مواد غذايي ، پوشاك و خيلي وقتها هم به صورت كمكهاي يدي بوده و پس از گذشتن دوره نامزدي طرفين آماده برپايي مراسم عروسي مي شدند اما قبل از اينكه به مراسم عروسي بپردازم ترجيح مي دهم راجع به مراسم خواستگاري امروزه و سالهاي اخير هم قدري بنويسم:
در حال حاضر مراسم خواستگاري در بسياري از موارد با گذشته مشابه مي باشد از جمله اينكه اقدامات اوليه كاملاً مخفيانه انجام مي شود و جالب اينكه در ساعتهاي خلوت و دور از نظر ديگران به خانه دختر مي روند تا ديگران از اين موضوع خبردار نشوند ، ولي امروزه نيز كلاغها گاهاً قبل از همه چيز ديگران را با خبر مي كنند ! اما امروزه چيزي را كه به عنوان نشان مي گذارند معمولاً طلا و پارچه هاي نفيس مي باشد و ديگر پسر مجبور نيست در همان روزهاي اول به فكر تدارك كوله بار عظيم هيزم باشد !
و امكانات موجود نياز به اين زحمت را از پسر مرتفع كرده و روابط بسيار آزاد تر است و آمد و شدها ديگر مورد توجه ، تمسخر ، و اتهام قرار نمي گيرد و از همان روزهاي آغازين پسر و دختر راحت هستند. امكانات امروزي نظير تلفن و ... شرايط را بسيار تغيير داده است ولي باز هم خيلي از اصول يكسان است نظير اينكه بزرگترهاي فاميل جهت تعيين زمان عقد و عروسي و مهرو شير بها و خرج و ... كه در گذشته هاي دور هم مرسوم بوده كنار هم مي نشينند و تصميم گيري مي كنند و معمولاً مكتوب مي كنند و امضاء مي كنند و باز هم تازه داماد در صدد كمكهاي مرسوم به خانواده تازه عروس بر مي آيد .
و اما عروسي : در مورد مراسم عروسي هم گذشته با حال تفاوتهايي داشته است ولي قالب و اصول عروسيهايي كه در روستا برگزار مي شود تقريباً يكسان است ، به نظر مي رسد كه در گذشته ها به عروسي بيشتر بها مي دادند و چند روز اين مراسم طول مي كشيد كه شايد مهمترين دليل اينكه امروزه اين مراسم مختصر تر شده به دليل هزينه هاي بسيار بالا و توقعات بيشتر باشد مثلاً در قديم مردم كم توقع تر ، بي رياتر و صميمي تر بوده اند و در قالب دور هم جمع شدن و شام و شيريني مختصر و شادي كردن كاملاً راضي مي شدند و خوش بودند و كم توقع تر ولي امروزه بايد ميهمانها از حداقلهايي برخوردار باشد مثلاً فلان غذا نبايد به عنوان پذيرايي در نظر گرفته شود و يا با لباسهاي معمولي نمي توان به مراسم رفت و ....
ولي در گذشته نكته اي كه بيشتر حائز اهميت بوده ، دور هم بودن و خوش بودن ، بوده به هر حال در ايام عروسي و جشن اصلي آن بازيهاي محلي و چوب بازي و ... رسم بوده كه يكي از اين بازيهاي محلي كه در سالهاي اخير به ندرت ديده مي شود ولي اينجانب آن را ديده ام و بسيار جالب است " هوزوما "ناميده مي شود كه به مبارزه دو نفر شبيه است و ظاهراً اين امر در گذشته ها رايج تر بوده ولي در سالهاي اخير من بيش از دو سه مورد آن را نديده ام و برگزار كنندگان آن هم دو نفر بيشتر نيستند . 1. آقاي عبدالله مهرابي 2- آقاي رجب نوري و چه زيبا هم آنرا بازي مي كنند امروزه بيشتر نسل جديد به موسيقي رو مي آورد و اين هم به هر حال از مقتضيات زمان است و رقص و آوازه خوانيها متفاوت شده است و جوانترها كمتر به شيوه هاي سنتي روي خوش نشان مي دهند .
پیرمردان اندجی در حال اجرای رقص سنتی و بازی محلی هوزوما
در گذشته بيشتر افراد خود روستا آواز مي خواندند و رقصها هم همه محلي بوده نوع غذايي هم كه تدارك مي ديدند عمدتاً در همان روستا موجود بوده و برخي مواد لازم را از شهر تهيه مي ديدند و براي خريد برخي از لوازم عروسي هم به سختي به شهر مي رفتند و آنها را تهيه مي كردند و خيلي ها را هم در خود روستا فراهم مي آوردند به اين صورت كه از يك خياط كه گاها" محلي هم بوده دعوت مي شد كه براي عروس و داماد و نزديكان آنها لباس بدوزد و اين مراسم معمولا يك هفته طول مي كشيده كه همراه با جشن و شادي نيز بوده و به آن "خياط سران" مي گفتند .
امروزه گروهي عروسيهاي خود را در هتلها و تالارها در شهر برگزار مي كنند و گروهي هم در خود روستا آنهايي كه در شهر برگزار مي كنند طبيعتاً در قالب عروسي شهر اين مراسم را بجا مي آورندو گروهي هم كه در روستا آنرا برگزار مي كنند به شيوه اي است كه ذكر مي شود:
در روستا چند روز قبل از عروسي و با دعوت از اقوام و معتمدين روستا طي يك جلسه جهيزيه عروس را صورت مي كنند و به امضاء حاضرين مي رسانند و شب قبل از عروسي مراسم حنابندان مرسوم است بدين صورت كه اقوام داماد در خانه داماد جمع مي شوند و شام را دور هم هستند پس از پذيرايي شام و شيريني در ظرفي حنا گذاشته و بسوي خانواده عروس مي روند اقوام عروس هم مراسمي شبيه به خانواده داماد دارند و در آنجا همه جمع هستند و پس از اينكه گروهي كه از خانه داماد به آنجا مي روند عروس و داماد را در كنار همديگر نشانده و آنجا طي مراسم شاد و زيبا دستان عروس وداماد را حنا مي گذارند و به شادي كردن ادامه مي دهند و پس از آن مراسم به پايان مي رسد و روز بعد كه روز عروسي مي باشد همه اهالي روستا و اقوام و آشنايان جاهاي ديگر كه دعوت عروسي هستند ، نهار را ميهمان پدر عروس مي باشند ( البته طبق يك سنت قديمي تهيه مخارج و مواد لازم جهت پذيرايي نهار عمدتاً به عهده خانواده داماد مي باشد و خانواده عروس نقش پذيرايي كننده و برگزار كننده را دارد ) و پس از صرف نهار در عصر روز عروسي اطرافيان و دوستان داماد به همراه او به حمام مي روند و با او شادي مي كنند و پس از پايان استحمام داماد كه معمولاً در حمام عمومي روستا انجام مي شود ، گروه كثيري از افراد روستا و اقوام داماد جلوي حمام به استقبال او مي آيند و دست زنان و شادي كنان داماد را مشايعت مي كنند تا با او به سمت جايي كه از پيش مشخص شده بروند تا مراسم « زاما كنان » را برپا كنند كه قبلاً بيشتر در پشت بام خانه داماد و يا خانه هاي مجاور بود ولي امروزه بيشتر در يك باغ انجام مي شود . در اين مراسم كه در حوالي غروب آفتاب انجام مي شود تقريباً همه افراد روستا و روستاهاي ديگر كه دعوت هستند و ديگران كه از شهرها آمده اند ، جمع هستند و مراسم «قبا پوشان » داماد را ابتدا شخص به نيابت از ديگران و با كسب اجازه از آنها انجام مي دهد و مراسم بسيار شاد و دوست داشتني مي باشد و همه در حال شادي هستند . در اين فاصله نزديكان عروس در خانه او جمع هستند و آنجا شادي مي كنند و عروس هم در اين فاصله آراسته مي شود. در مرحله بعدي كه مراسم هديه دادن به عروس و داماد مي باشد همه در باغ يا پشت بام جمع مي شوند و پس از «زاما كردن » داماد كه با پوشيدن كت به او و شادي كردن فراوان انجام مي شود ، دادن هدايا انجام مي شود و معمولاً شخصي نوع و ميزان هدايا را اعلام مي كند و ديگران هم پس از اين اعلام براي او و خانواده اش آرزوي شادي و خوشي مي كنند (مثلاً مي گويند عروسي پسرش ايشاالله » معمولاً ابتدا پدر داماد و مادر او و سپس پدر و مادر عروس هداياي خود را نثار مي كنند و سپس به ترتيب اقوام نزديك ديگر و در نهايت كه هداياي افراد نزديك تقديم عروس و داماد شد دوباره هم مراسم جشن و شادي و پخش موسيقي انجام مي شود و از ميهمانان با شيريني و شكلات پذيرايي مي شود و از همه دعوت مجدد مي شود كه به ضيافت شام تدارك ديده توسط خانواده داماد حضور به هم رسانند .پس از پايان يافتن مراسم "زاما كنان" داماد با مشايعت ديگران به سوي خانه عروس ميرود و با كسب اجازه از پدر و بزرگان عروس او را به خانه خود مي بردو در طي اين مسير همراهان هم با دست زدن و آواز خواندن به جشن عروسي شادي بيشتر را همراه ميكنند .البته گاهي در گذشته هاي دور رسم بر اين بوده كه عروس بر اسب يا قاطري سوار مي شده و داماد بند آن را گرفته و اينگونه عروس را به خانه خود مي آورده اما امروزه ديگر اينگونه نيست وداماد دست عروس را مي گيرد و دست ديگر عروس را معمولا برادر بزرگ او مي گيرد. رسم ديگري هم كه امروزه كمرنگتر شده اين بود كه در ابتداي ورود به خانه داماد معمولابرادر كوچكتر داماد كه معمولا نا بالغ نيز هست سفره نان كوچكي را به كمر عروس ميبندد و بر كمر او مشت آرامي مي زند!! و ظاهرا" بر اين باور بودند كه با اين كار قدوم عروس به خانه جديد با خير و بركت همراه خواهد بود ودر لحظه وارد شدن به خانه هم مادر داماد در دستان عروس عسل مي گذارد و عروس هم آنرا به سر در خانه ميزند ودر اين مورد هم شيرين شدن زندگي عروس و داماد توجيح اين كار بود .
ضيافت شام هم بجا آورده مي شود و با ميوه و شيريني از ميهمانان پذيرايي مي شود كه محل پذيرايي هم كمي فرق كرده در حدود 20 – 10 سال پيش منازل همه همسايه ها و اقوام نيز جهت اينكار مهيا مي شد ولي امروزه به دليل اينكه فردي خير و محترم مكاني را در روستاي اندج به عنوان كلي سالن اجتماعات كه هم در مراسم شادي و هم عزا و رسومات مذهبي از آن استفاده مي شود بنا كرده جهت اين كار استفاده مي شود و چون امكانات خوب نظير فضاي بزرگ و ظروف آشپزخانه و ساير موارد لازم جهت برگزاري مراسم را دارد به لطف ايشان «جناب آقاي آهني » كار برپايي مراسم ساده تر شده است.
پس از پايان مراسم رسمي ديرينه و كهن در اندج رايج بوده كه به دلايلي در مقطعي متوقف شده ولي دوباره احيا شده رسم هديه دادن همه
مدعوين به عروس و دامادي است كه تازه تشكيل زندگي داده اند و درگير مخارج زياد زندگي شده اند و اين رسم چقدر زيبا و بجاست طي اين رسم ديرينه افراد بر حسب وسع و كرم خود مبالغي از پول و گاهاً لوازم نياز زندگي را به عروس و داماد هديه مي كنند تا در شروع زندگي كمكي هم به آنها كرده باشند و پس از پايان اين مراسم دوباره با عروس و داماد به خانه آنها مي روند و آنها را تا خانه مشايعت مي كنند و سپس به خانه هاي خود بر مي گردند .
روز اول بعد از عروسي در اندج مراسم "سرابندان" و يا به قول امروزيها " پاتختي"بر گزار مي شود كه طي آن اقوام عروس به خانه او مي روند و عروس در دستان آنها گلاب مي ريزد و ميهمانها هم به او هديه مي دهند و با هم لحظاتي شاد را مي سازند.
آنچه عنوان شد مختصري بود از مراسم خواستگاري و عروسي در گذشته و حال اندج عزيز كه در حد اطلاعات و دانسته هاي اينجانب بود كه البته در جاهاي ديگر ايران هم ممكن است تشابهات زيادي داشته باشد . در پايان اميد آن دارم كه فرزندان اندج بتوانند با كم كردن هزينه ها و تعديل كردن خواسته هاي خود و با كمك والدين و دوري از سخت گيريهاي غير ضروري تشكيل زندگي مستقل بدهند و با تلاش خود و استعانت از پروردگار در پيش بردن زندگي آينده خود موفق باشند و در پناه امام زمان (عج) بتوانند آينده خود را آنچنان كه شايسته آنند رقم بزنند و نكته مهمتر اينكه مسئولان و مديران اين مملكت پر ثروت و عظيم در جهت كاهش مشكلات زندگي جوانان اقداماتي انجام بدهند و آنها در انجام اين مهم ياري كنند .
با تشكر: محمد عسگري
سلام دوستان!