در عصر اين روز تابستاني كه كمي از شدت گرما هم كاسته شده بود در حاليكه كوله بار سفر رابه همراه داشتيم حدود ساعت 5:30 عصر از روستای اندج به راه افتادیم ومسیرمان را  به سمت کوه تارولات  یش  گرفتیم به آهستگي و نرمي طي مسير كرديم و حدود ساعت 9 شب به تارولات رسيديم و پس از استقرار موقت در آنجا بر آن شديم شب را در همان مكان كه مناسب و زيبا هم بود ، اقامت كنيم  لذا كمپ اول را همانجا  برپا داشتيم و مستقر شديم پس از كمي استراحت و صرف شام و چاي با

مشورت دوستان تصميم گرفتيم شب را در همان كمپ بخوابيم و به صبح برسانيم و اين گونه گذشت تا اينكه سحرگاه از خواب ناز    جستیم و پس از بجا آوردن فريضه نماز صبحگاهان دوباره كوله بار سفر را بستيم و به راه افتاديم و دل به كوهستان بكرو زيباي الموت زديم و الحق كه چه صبح فرح انگيز و دلربايي بود سراسر شور بود و شعف .


نمای کلی از تارولات


حدود ساعت 6 صبح بود كه تارولات را ترك كرديم و به دنبال رصد كردن نقاط جديد مسيرمان را طي كرديم ، هنوز بيش از نيم ساعت از آنجا فاصله نگرفته بوديم كه يك گروه پر جمعيت كوهنوردي را ديديم كه حدود 45 نفر بودند و همگی از كاركنان دانشگاه علوم پزشكي قزوين بودند پس از سلام و احوالپرسي مسير خودمان را به سمت كوه شاتان پيش گرفتيم .

پس از اينكه حدوداً نيمي از سربالايي كوه شاتان را طي كرديم تصميم گرفتيم جهت صرف صبحانه و استراحت بايستيم لذا در يك نقطه خوش آب و هوا و زيبا جهت اينكار اقامت كرديم ( دوستان عزيزي كه با لذت كوهنوردي آشنايي دارند مي دانند كه صرف صبحانه در ارتفاع چند هزار متري و طبيعت زيبا چه لذتي افزوني دارد ) پس از صرف صبحانه و قدري استراحت مجدداً به راه افتاديم حالا ساعت حدود 30/9 صبح بود . در ادامه مسير شاتان با سر بالايي تندي مواجه شديم كه طي كردن آن انرژي زيادي لازم داشت كه ما هم آنرا كم نداشتيم .

البته به لطف انگيزه بالايي كه داشتيم و لذتي كه از اين كار مي برديم بر ما سهل و آسان شد. پس از طي كردن اين مسير سخت و خسته كننده بر آن شديم كه ساعت حدود 13 به نوك قله سيالان برسيم لذا اميدوار تر به جلو مي رفتيم و در عين حال به بالا صعود مي كرديم .

قبل از اينكه به ادامه مسير بپردازم ترجيح مي دهم قدري در مورد طبيعت كوه شاتان و پوشش گياهي و مشخصات آن مطالبي را به نظر دوستان بازديد كننده  ازاين سایت زيبا برسانم كه دانستن آن خالي از لطف نيست و شايد خيلي از دوستان از اين مطالب مطلع باشند . به هر حال كوه شاتان از كوههاي مرتفع منطقه بسيار زيبا و با ارتفاع حدود 3900 متر مي باشد . پوشش گياهي اين كوه بسيار غني مي باشد و شامل گون ، الهو ، بوعه ، گياهان رنگارنگ و علفهاي خوشبوي ديگر مي باشد كه اينجانب نام خيلي از آنها را نمي دانم . در دامنه اين كوه درهاي فراواني ديده مي شود كه پر از يخچالهاي كوهستاني مي باشد و از برف انباشته شده است و آب هاي زيادي از زير آنها جاري مي شود و به قدري گواراست كه به كوهنوردان لذت و انرژي فراواني مي دهد .

مسیر شاتان


در اين جا لازم مي دانم مختصري درباره تجربيات شخصي خودم و اطلاعات كسب شده از ديگران در مورد كوهنوردي براي شما بنويسم ، با افزايش ارتفاع طي صعود  دما و فشار اكسيژن كاهش مي يابد و صعود را مشكلتر مي كند لذا به افراد آماتور پيشنهاد مي شود ابتدا كوههاي كم ارتفاع تر را آزموده و در صورت دارا بودن توان لازم نقاط مرتفع تر را انتخاب كنند . در كوهستان هميشه محاسبات قبلي درست از آب در نمي آيد و افراد بايد خود را براي بدترين شرايط جوي مهيا و آماده كنند تا در طي مسير دچار مشكل نشوند و نكته ديگر در نظر گرفتن شرايط متفاوت در فصول مختلف است كه بايد آنرا نيز لحاظ كرد مثلاً در فصول سرد احتمال بهمن ، سرعت كم به دليل وجود برف و ... را بايد در نظر گرفت.

براي حضور در كوهستان و نقاط مرتفع به سالها كوهنوردي و آمادگي جسماني مناسب نياز است و هر گروه كوهنوردي ضمن در نظر گرفتن توانايي افراد خود بايد اهداف خود را به دقت مشخص كرده و برنامه ريزي نقشه خواني دقيق را انجام دهد و نسبت به برنامه صعود آگاهي كامل داشته باشد آنچه واضح است اين كه توانايي افراد اعم از با تجربه ها و كم تجربه ها يكسان نيست و لذا بايد شرايط افراد گروه را لحاظ كرد .

در كوهستان نبايستي جهت جلب نظر دوستان ديگر و متاثر از احساسات به خواسته غير منطقي دست زد و بر اساس آن تصميم گرفت و در برنامه هاي كوهنوردي بايد مدت زمان لازم وضعيت فراز و نشيبها و شرايط گوناگون موجود را قبل از صعود مشخص كرد .

بطور مثال در قلل مرتفع وزش بادهاي تند در روند صعود تاثير گذار هستند و حركت را كمي مختل مي كند و يك گروه كوهنورد بايد بداند كه جهت سرعت باد در كوهستان تابع هيچ قانون و قاعده اي نيست و از كوهي به كوه ديگر و از دره اي به دره ديگر شاهد تغيير در سرعت و مسير وزش باد هستيم .

كوهنوردان بايد بدانند كه در هواي طوفاني سرعت وزش باد فراتر از حد انتظار است و باد طي برخورد با صخره ها و درّه ها تغيير مسير مي دهد و اين مي تواند در صورت عدم اطلاع براي كوهنوردي ايجاد خطر كند و او تعادل خود را از دست بدهد و خطر سقوط و كوبيده شدن به زمين نيز محتمل است .

البته در كنار وزش باد گاهي كولاك نيز همراه مي باشد . كه به مراتب خطرناكتر است و نكات ايمني بيشتري بايد در مقابله با آن لحاظ كرد . يك مطلب جالب تر به ديگر اين كه نبايد فرد تمام انرژي و قواي جسماني خود را تنها در راه رسيدن به قله صرف كند ، زيرا بازگشتي هم هست كه حتي ممكن است شرايط بد آب و هوايي احتمالاً او را درگير كند لذا بايد آنقدر قدرت داشت تا دچار مشكلات ناخواسته نشد .

البته با بيان مطالب فوق قصد اين را نداشتم كه براي افراد كم تجربه تر اسباب نگراني و ترس از صعود به قلل و  كوهنوردي را داشته باشم بلكه خواستم قدري در جهت ارائه تجربيات و معرفي موارد خطر ، عمل كرده باشم تا تفريح و ورزش زيبايي كوهنوردي با همه لذات خود به دليل در نظر نگرفتن موارد لازم و خطرات احتمالي ، خداي ناكرده توأم با مشكلات و خطرات نشود و با در نظر گرفتن نكات لازم بر مشكلات احتمالي فائق آمد .

حال به ادامه گزارش برنامه كوهنوردي خودمان بر مي گرديم :

گروه ما آرام آرام و مطمئن آخرين شیبهاي كوه شاتان را طي مي كرد ، ما مي دانستيم كه در مسير با يخچالهاي با شيب تند مواجه خواهيم شد لذا مسيري را انتخاب كرديم كه شیب كمتري داشت و برفهاي موجود در دره ها سفت تر بود و مي دانستيم كه براي صعود از شيبهاي تند بايد به روش مستقيم حركت كرد و از حركت مارپيچ و زيگزاگ ، مخصوصاً در شيبهاي تند بايد جداً خودداري كرد . حدود ساعت 30/11 گروه ما بر بالاي قله 3900 متري شاتان قرار گرفت در مرتفع ترين نقطه كوه شاتان كمي استراحت كرديم بسيار ديدني و زيبا بود ولي بلافاصله به راه افتاديم و مسير را جهت صعود به قله ديگر پيش گرفتيم بله درست حدث زديد . قله زيبا و دوست داشتني «سيالان » مگر مي شود سيالان را رها كرد ؟!

به سمت سیالان

j

دور نمای از سیالان

چه چشم نواز و زيباست سيالان ! اگر چه مسيري را كه جهت رسيدن به سيالان طي كرديم در بعضي نقاط با سختيهاي همراه بود ولي با  نگاهي دوباره بر كوه شاتان به خاطر دارا بودن دره های پر آب اينگونه تصور مي شود كه دره های ان همانند رگهایی هستند كه در آن آب جاريست و كوه را زنده و شاداب نگه مي دارد . اما سيالان بي شك همانند نگيني درخشان در حاشيه اين مرز و بوم قد برافراشته و رخ مي نمايد و اين زيبايي اوست كه هماره از سراسر كشور ميهماناني را در خود دارد و علاقه منداني كه بر خاك او بوسه مي زنند . بايد عنوان كنم كه جهت رسيدن به قله سيالان سه مسير وجود دارد :

1-  پر رفت و آمدترين و شناخته شده ترين مسير ، مسير روستاي هنيز به سيالان است ولي به دليل سربالايي هاي تندي كه دارد مسير خيلي آساني نيست .

2-   مسير ديگر مسير روستاي خشكچال به سيالان است كه گروه ما سال گذشته اين مسير را تجربه كرد و بي شك اين مسير زيباترين مناظر طبيعي ، پوششهاي گياهي ، گلهاي اختصاصي كوهي كه فقط در اين منطقه وجود دارند ، را در خود دارد اگر چه اين مسير طولاني ترين مسير است ولي مناظر فوق الذكر به همراه چشمه زلال و جوشان چاكان با آن همه زيبايي و طعم گوارايي كه دارد قطعاً آزمون كردن كوهنوردان را مي طلبد . نكته اي كه در مورد اين مسیر وجود دارد اینکه بايد همواره از خطر الرأسها عبور كرد و اين موضوع امتيازي دارد كه دا ئم مناظر ناب كوهستان چشمان آدمي را نوازش مي كند . اما به دليل دور بودن گاهاً كوهنوردان اين مسير را انتخاب نمي كنند .

3-   و اما مسير سوم كه ما نيز آنرا انتخاب كرديم و امروزه به نظر مي رسد كوهنوردان بيشتر تمايل به اين مسير نشان مي دهند مسير دره  تا رولات است . از مزاياي آن مي توان كم بودن ميزان سربالايي ها وجود آبهاي نوشيدني فراوان را ذكر كرد و در عين حال به نظر مي رسد كه در زمان كمتري مي توان از اين راه به قله سيالان رسيد.

عرض كردم كه گروه ما امسال اين مسير را انتخاب كرد در دامنه كوه سيالان پيش مي رفتیم و بيشتر لذت مي برديم و از اينكه برنامه صعودمان درست پيش رفته بود و اكنون نزديك به فتح سيالان شده بوديم غبار خستگي از ما زدوده شده بود و آخرين شيبهاي كوه سيالان را طي مي كرديم ، وَه كه چه زيبا لحظاتي بود!

چشمان خود را ببنديد و لحظه اي تصور كنيد كه پس از طي مسير طولاني و خسته كننده لحظاتي بعد به آنچه منتظر آن هستید مي خواهيد برسيد !

حالتي توأم با شور و شعف را سپري مي كرديم نگاه كردن به قله زيباي 4250 متري سيالان كه نوك آن پوشيد و از برف بود مفهوم خستگي را از ياد مي برد و ثانيه شماري جهت رسيدن به بام قله سيالان سبب شده بود تا در پوست خود نگنجیم .

رأس ساعت 13 گروه ما مرتفع ترين نقطه سيالان را زير پاي خود داشت . بايد به بلند پروازي سيالان آفرين گفت ، سجده شكر بجا آورديم و خداي متعال را شاكر شديم كه بار ديگر توفيق ديدار قله سيالان را به ما ارزاني داشت ، بايد اعتراف كرد كه آدمي در ارتفاعات بلند و نوك قله هاي بلند احساس نزديكي بيشتري به باريتعالي مي كند و او را بيشتر در كنار خود احساس مي كند.

بر فراز قله سيالان و يا به عبارتي بام الموت بزرگ ، باد تندي در حال وزيدن بود . قدري در آنجا توقف كرديم و استراحت پيش گرفتيم ولی در اين زمان چشمانمان قصد استراحت نداشت زيرا از تماشاي مناظر بكر و زيباي كوهستان باز نمي ايستاد به هر حال پس از قدري توقف مسير را به سوي استان مازندران پيش گرفتيم . البته بايد اذعان كنم كه دل بركندن از قله سيالان و يا همان «بام الموت بزرگ » كه براي رسيدن به آن ساعتها تلاش كرده بوديم ، كار ساده اي نبود ولي به دليل برنامه هاي بعدي كه داشتيم و به لحاظ محدوديتهاي زماني و كاري كه بود بر اين مهم فائق آمديم و در جهت رسيدن به مقصد و هدف بعدي كه همانا مازندران بود به راه افتاديم .

 در ادامه مسير از سيالان به مازندران با سرازيرهاي بسيار تندي مواجه شديم و پس از حدود 20 دقيقه كه پايين آمديم جاي مناسبي را براي بر پا داشتن چادر انتخاب كرديم و پس از اقامه نماز و قدري استراحت و صرف نهار چند ساعتي استراحت كرديم اكنون ديگر باد شديد قله سيالان در حال وزيدن نبود و شرايط جهت استراحت مهيا بود . ولي ظاهراً اين بار بخت خيلي با ما يار نبود و يكي از افراد گروه به علائمی از افت فشار توأم با حالت تهوع دچار شد كه شايد به دليل فرود آمدن يكدفعه و سريع از قله و تغييرات فشار جوي بود ولي به لطف خدا با تمهيدات دارويي كه با خود داشتيم و بعد از خوردن آب و غذا حال او هم بهتر شد و ما هم با خيالي راحتتر استراحت كرديم و پس از آن تصميم گرفتيم دوباره به راه بیفتيم تا جاي مناسبي را جهت اقامت شب بيابيم زيرا آنجا هوا بسيار سرد بود و سال قبل هم به دليل تجربه كمتر و اقامت شب در دامنه سيالان شاهد يخ زدن آب در اطراف خود بوديم ولي اينبار ساعت حدود 17 بود كه عليرغم تذكر چوپاني كه در آن حوالي بود وبه ما پيشنهاد توقف را داد زيرا او مي پنداشت ما تا تاريكي هوا به منطقه «دريا سر » نخواهيم رسيد ، راه را بسوي دريا سر پيش گرفتيم زيرا از توانمندي گروه مطلع بوديم .

مسير را همچنان طي مي كرديم و سراشیبها به گونه اي بود كه به هيچ وجه امكان برپايي چادر و اقامت شب نبود لذا مسير را ادامه داديم ولي در ادامه با مه بسيار غليظي مواجه شديم كه سر تا سر كوه را پوشانده بود و ادامه حركت را براي ما دشوار كرده بود .

ولي اين بار هم با دقت فراوان ادامه داديم و تقريباً چسبيده به هم حركت مي كرديم تا از مسير منحرف نشویم و همديگر را گم نكنيم ! و با مراجعه به نقشه مسير كه همراهمان داشتيم مسير را به درستي پيش رفتيم و با تلاش فراوان در ساعت حدود۲۰:۱۵دقيقه به هدف بعدي خود يعني «درياسر » رسيديم و جاي مناسبي را براي اسكان شب پيدا كرديم.


بعد از سیالان 



دریاسر

عسل محله


به محض ورود به آنجا با استقبال گروهي كوهنورد كه از تهران آمده بودند مواجه شديم و از ما با روي گشاده پذيرايي كردند و رفع خستگي كرديم و در كنار رودخانه اي پر آب كه در همان نزديكي بود چادرمان را برپا كرديم و شب را در همان جا به صبح زيبايش رسانديم و چه صبح دلربايي را پيش رو داشتيم كه دل كندن از آنجا هم كار ساده اي نبود تا ساعت حدود 11 صبح در آنجا توقف كرديم و پس از آن به سوي روستاي زيباي «عسل محله » حركت كرديم .

  در ادامه مسيرمان هم با كوهنوردان ديگري مواجه شديم كه همگي سرشار از شادي و غرور بودند و شور ، به هر حال پس 2 ساعت راه رفتن حدود ساعت 13 بود كه به شهر زيباي تنکابن رسيديم و آن منتها اليه مسير كوهنوردي و سفر ما بود. بار ديگر خدا را شكر كرديم كه در كمال صحت و سلامت برنامه كوهنوردي ما خوب پيش رفت و بدون پيش آمدن مشكلات بارز مسيرمان را به خوبی طی کردیم و به همه آنچه كه مي خواستيم دست يافتيم .

مسير برگشت ما از تنکابن به استان قزوين ديگر از مسير كوهستاني نبود و اين بار توسط وسايل نقليه و از جاده هاي مواصلاتي به استان قزوين برگشتيم .